تبلیغات
نهال : می نویسم بر آب - دیگه بسه دنیا دلم ازت بریده
 
نهال من :
یک نهال سبز را کاشتم در قلب خاک ریختم در پای او قطره های آب پاک بوسه زد بر روی او آفتاب تابناک شد نهالم شاد شاد از نوازشهای باد سالیانی چون گذشت شد نهالم یک درخت یک درخت سایه دار سربلند واستوار...
  ::
به نظرتون وبلاگ چه طوره؟





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

بچه های نهال لحظات شادی را برایتان ارزو دارند

دیگه بسه دنیا دلم ازت بریده
سه شنبه 14 خرداد 1392 ساعت 09:51 ق.ظ | | نوشته ‌شده به دست مجید ..... | ( نظرات )

حوصله کن قبل رفتنت یکم طاقت بیاربه خاطر خاطراتی هرچند کم و زیاد که بین منو تو بود شاید خوشت نیاد حوصله کن فقط همین یه بار بعد شنیدن بزار برو اصلا اسم منم نیار

روزگار با من سازگار نبود همه خوبو خوش بودن زیر آسمون کبود منم تنها دلخوشیم به خنده ی توبود که از شانس بد اونم واسم نموند...

تو که میدونستی دلم فقط وابسته ی تو بود آخه بی معرفت این رسمش نبود که تو بزاری بری و منو تنها بزاری بگی به منو احساسم هیچ حسی نداری

مگه تو نبودی می گفتی تا تش میمونی حالا چی شده چرا نامهربونی چی شد دلت هوایی شد و یهویی پر زد و رفت رو بوم به غریبه سر زد

اصلا خیالتم نبود که من اینجوری میمیرم وقتی عشق منی تورو با یه غریبه ببینم آره شاید تقصیر منه که بهت بالو پر دادم

اینقد خوب بودم از چشت افتادم الانم که بین منو تو فاصله زیاده فراموش کردی نمیاد خوبی هام بیادت پس برو با همون غریبه خوش باش

خوش بودن تو دل منم همیشه دوست داشت


 بعضی وقتا میشه دلم اینقد میگیره آخه غیر بدی اصلا دیگه چیزی ندیده تو دنیایی که عشقتم میده فریبت دیگه بسه دنیا دلم ازت بریده

 چقد خوب بود وقتی منو تو بودیم و یه خلوت خوش بودیم باهم حتی در اون حد که صدای خندمون گوش آسمونو کر کرد ولی چی شد کی بود به این رابطه گند زد

 هی

 نمیتونم کنم باور که تو بخوای بشی اینقد نامرد که بگذری رد شی از من و روزگارم که خوشیش واسه تو تلخیش به کام من

 میدونم اصلا تقصیر منه اینو همه میگفتن که یه روزی میرسه من از چشت میفتم آخه از تو تو وجودم یه بتی ساختم تو هم تا فهمیدی اینو من این بازی و باختم

رو شد دستم برات که همه چی تو بودی تو هم که ته مرامو از ما چه ساده بریدی الانم حال و روز من با تو خیلی فرق داره تو یه برنده ی بازی مـــــــن

یه خوش خیال ساده که عمر و زندگیشو رو به باد داده منتی سرت نیست اتفاق دیگه بوده افتاده اصلا ببخش که خوبیات از دلم افتاده ولی بخدا تنهایی درده اگه کشیدی میدونی

اینکه منو ببینی تا ته قصه رو میخونی باورش سخته گفتنش تلخه که به خودت میرسی و میگی تف به این بختت

بعضی وقتا میشه دلم اینقد میگیره آخه غیر بدی اصلا دیگه چیزی ندیده تو دنیایی که عشقتم میده فریبت دیگه بسه دنیا دلم ازت بریده...